هراسهای شبانه شعری از شارون اولدز Sharon Olds
آن زن حس نیرومندی را دارد که کسی در پی اوست کسی با چهره ای تیره یا در لباسهایی تیره مردی بسیار خشمگین، بسیار باهوش، بختی برای جان به دربردن نیست هرشب او می کوشد به چیزی بیاندیشد که آن مرد را وادارد که از کودکان بگذرد هر شب او آن مرد را خارج از خانه حس می کند، که به نمای شیری رنگ آن انگار که جسمی است،
ترجمه: سیدمحسن جلالی موسوی
به نوارهای پشت بامش که چون موی روغن زده و شانه شده، به همه روزنه های خشک ویکتوریایی خانه چشم دوخته است، چون زنی هراسان در شب عروسی اش، چون مادرخود او که دامن عصمتش را آن مرد درید و باز درید، همان مرد که آن زن از موی سیاهش که چون لوله تفنگ صیقلی بود، تنفر داشت.